على آقا نورى

121

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

( و بيشتر به معناى لغوى و نه فقط به معناى اصطلاح فرقه‌اى آن ) در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نه‌تنها ناشناخته نبوده بلكه در اشاره به يك گروه و يا روش ارزشى نيز مطرح بوده است . به عنوان نمونه سيوطى در كتاب تفسير خود در ذيل آيه أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ « 1 » با سلسله اسنادى كه به جابر بن عبد الله انصارى مىرسد ، از زبان اين صحابى گزارش كرده است كه ما نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوديم كه على به سوى ما آمد و هنگامى كه چشم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على افتاد ، فرمود : و الذى نفسى بيده ان هذا و شيعته هم الفائزون يوم القيامة . « 2 » در روايت ديگرى در تفسير شيعى فرات كوفى ، ذيل آيه صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ به نقل از پيامبر مىگويد : آنها شيعيان على هستند كه خداوند نعمت ولايت على بن ابى طالب را به آنها ارزانى داشته است و هرگز مورد غضب الهى و گمراهى نخواهند بود . « 3 » پيام اصلى اين قبيل روايات كه در آنها به‌طور مستقيم سخن از شيعه على عليه السّلام به ميان آمده ، آن است كه هم على عليه السّلام در ميان اصحاب از تمايز خاصى برخوردار بوده و هم شيعيان او در مسير نجات و رستگارى خواهند بود . البته اين دسته از روايات را چه ناظر به يك قضيه خارجى بشماريم و مصداق آن را افراد حاضر در زمان پيامبر تلقى كنيم و چه آن را ناظر به يك قضيه حقيقيه بدانيم ، قدر متيقن از آن را مىتوان حمل بر معناى لغوى كرد ؛ به اين معنى كه مراد پيامبر از شيعه على عليه السّلام پيروان واقعى راه و رسم آن امام در سلوك اخلاقى و اجتماعى به ويژه الگوپذيرى از تعبد و تسليم بىچون و چراى آن حضرت در برابر آموزه‌هاى پيامبر و اسلام بوده است . « 4 »

--> ( 1 ) . بينه : 7 . ( 2 ) . سيوطى ، الدر المنثور ، ج 6 ، ص 589 . ( 3 ) . فرات بن ابراهيم كوفى ، تفسير فرات ، ص 2 . ( 4 ) . شيعيان اصطلاحى و آن كسانى كه بعدها با عنوان شيعه شناخته شدند مصاديق متعددى پيدا كردند و راه‌هاى متفاوتى را پيش گرفتند . مگر اين‌كه به ضميمه احاديث و دلايل ديگر ، اعتقاد به امامت مستمر -